تاریخ سرزمینم 15

1. یکی درباره ی عزاداری پرسیده بود ما وقتی رسیدیم به دوران حکومت اسلام کاملا توضیح می دیم که قیام حسین از لحاظ جامع شناختی و تاریخی یک قیام والد است و...... پس اندکی صبر کنید

2.قالب جدید زیباست؟

3.بریم سراغ ادامه ی تاریخ سرزمینم

هر چند پیروزی بسیار پر هزینه بود اما با ارزش بود سپاه ایران به راحتی وارد قصر کرسوس شد

کرسوس فرزند لالی داشت که به گفته ی کاهن معبد دلفی مانی که باید به سخن می آمد وقتی ارتش کوروش چون وارد شد کرسوس که انصافا مرد غیوری بود شمشیر کشید و به جنگ رفت سربازان او را دوره کردند زیرا دیدند که او بسیار خوب تبر و شمشیر می زند یکی از سربازان خواست او را بکشد که فرزندش به سخن در آمد و گفت کرسوس را نکشید در این جا پدر مورخین همان دروغ گوترین مورخ حکایت جالبی را نقل می کند که ببینید خواهش می کنم دقت کنید

 و چون کرسوس تسلیم شد کوروش گفت که او را در آتش اندازید و چون چنین گفت آتشی بزرگ محیا کردند و چون او را در آتش انداختند جمله ای که سولون گفته بود را گفت و کوروش گفت او را برهانید هر چه آب آوردند خاموش نشد تا آن که زئوس او را یاری کرد و بارانی فرو فرستاد چون آتش خاموش شد کرسوس گفت ای کوروش من به زئوس دیگر اعتقاد ندارم زیرا.........

اما کوروش گفت اما تو دیدی که زئوس تو را یاری کرد و.... و نزدیک بود که کوروش زئوس را بپرستد.

اشکالات این روایت:اولا خدای زئوس مختص یونانیان بود و منفور ملت لیدی چنانکه مجسمه ی آن خدا رو به مدفوع می آلودند و می سوزاندند آن گاه عقل می پذیرد که کرسوس معتقد به آیین زئوس بوده باشد؟

دوما:کوروش هرگز با پادشاهان مغلوب چنین نمی کرد

و سوما:کوروش از کسانی بود که با استدلال های قوی بسیاری از مردم و اندیشمندان را موحد می کرد چگونه ممکن است که نزدیک بوده باشد به پیروی از آیین زئوس.

اما سلون یا سولون سخنان حکیمانه بسیار می گفت و از حکمای بزرگ بود که با زئوس مخالف بود و از بزرگان یونان بود که صباحی را در لیدی گذرانده بود در هر صورت کوروش برای کرسوس کاخی در هگمتانه بنا کرد و او را در آن اسکان داد چندی نگذشت که یک نفر از اهل لیدی بر علیه او شورید کوروش او را سرکوب کرد و سپس به شهر های آسیای صغیر که یونانی بودند حمله کرد  البته این کار را به یکی از سردارانش سپرد در یکی از شهر ها  ارتش فارس دچار اوضاع وخیم شد زیرا گروهی از زنان به نبرد با ایرانیان آمده بودند این ارتش 300 نفری یک روز از وقت ایرانیان را گرفت زیرا ایرانیان نمی خواستند زنان را بکشند و دستگیری آن ها سخت بود و وقت گیر سرانجام این نبردها این بود که گستره ی امپراطوری فارس در یک سو به هند منتهی می شد و از یک سو به مدیترانه کوروش پس از آن به کار به فتح هند پرداخت و تا دو سوم هند را فتح کرد کاری که ختی چنگیز و تیمور و اسکندر هم موفق به آن نشدند سپس به ایران بازگشت و به اوضاع داخلی سامان داد در این شرایط باز جنگ دیگری در گرفت که مقدمه ی آن عشق بود

عشقی که حکومت 2 هزار ساله ی بابل را منقرض کرد 

/ 4 نظر / 19 بازدید
نسیم

1. موافقم ... اندکی صبر باید کرد 2. داداش کوچیکه ببخشید با چنین صراحتی میگم! قالبت بد نیست اما به درد وبلاگ تو نمیخوره، حیف نیست چنین وبلاگی که بیشتر اشاره به تاریخ سرزمین مون ایران، سرزمینی با چنین گذشته درخشان و ... میکنه با چنین قالب بچه گانه ای ارزشش کم بشه؟! لطفا یه قالب با معناتری انتخاب کن، باشه؟ 3.مرسی[گل]

saba

من افتخار میکنم که پسر عمه به این گلی و با فهمی دارم متن بسیار بسیار زیبا بود