تاریخ سرزمینم 13

 7 آبان روز ورود منشور حقوق بشر کوروش به سازمان ملل و روز جهانی کوروش مبارک

سرانجام کار این بود که کوروش بزرگ با تمام شکوه ممکن وارد شهر شد در یک آن در شهر پیچید که شهر سقوط کرد تنها یک نفر خواست که مقاومت کند که با 30 هزار سرباز به جنگ اومد اما اون ها فلانژ تشکیل داده بودند سقراط می گه من هندسه رو از فلانژ ها آموختم ساختمان آون ها به گونه ای بود که که تمام آن ها رو به دشمن داشتند اشکال هندسی رو تصور کنید که اون ها رو آدم ها درست کرده باشند و روی همه ی اون ها به مت بیرون شکل باشه حالا این آدم ها به جز مفاصلشون و پشتشون بقیه ی جاهاشون از آهن پوشیده بود و نیز به روبه جلو ایستاده بودند اسلحات مهیبی هم داشتند و از قضا ارتش آهنین کوروش به سمت مصر رفته بود تا در صورت کمک احتمالی مصر به لیدی در مقابل ارتش مصر بایسته و ارتش کماندو هم به ایران برگشته بود سکاها(گاوسواران) هم بازگشته بودند چون که زمزمه هایی از تهاجم بیابانگردان به ایران شنیده می شد و چون 4 ردیف سرباز هر ضلع فلانژ رو تشکیل می داد استفاده از پرش سربازان هم بیهوده بود گارد جاوید هم اکثرشون برای دفع حمله ی احتمالی بابل رفه بودند و اوضاع وقتی وخیم تر می شد که با کشته شدن هر سرباز سربازی از صف عقبی اضافه میشد و اگر ردیف ها تمام می شد به مرور فلانژ کوچک می شد زیرا در صورت مرگ هر سرباز دو سربازی که بغل هم بودند به هم می چسبیدند و همه ی اون ها راست دست بودند و در دست چپشون اسلحات مختلفی داشتند مثلا فلانژ الف همه شمشیر می زدند و فلانژ ب همه تبر می زدند سردار لیدیایی فلانژ هارو به صورت دایره گذاشته بود تا از داشتن تنها نقطه ضعف فلانژ یعنی همون زاویه ها و گوشه ها ممانعت کنه افسران کوروش پیشنهاد استفاده از ارابه رو دادند ولی کوروش گفت این یک خودکشی برای ارابه های ماست وقتی به اصرار افسران ارتش 2 صف ارابه به وجود اومد ناگهان تمام سربازان لیدیایی نیزه های بلند در دست گرفتند و وقتی سیل اول ارابه ها متوقف شد خود به خود گروه دوم هم متوقف شد زیرا جایی برای حرکت نداشت و اینجا بود که باران تیر و تیر اتشین و نیزه شروع شد بیش از 50 ارابه ی ایران نابود شد که چنین آماری در تمام تاریخ ایران در یک جنگ شهری بی سابقه بود و هست در این هنگام کوروش سربازان تالشی و طبرستانی رو فرا خوند

بقیش تو تاریخ سرزمینم 14

/ 7 نظر / 15 بازدید
نسیم

سلام داداش داستان رو جای حساسش تموم کردی، درست شده عین فیلما،البته برای اینکه خواننده مجاب بشه داستان رو ادامه بده این روش کاملا درسته [چشمک]

نسیم

غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏ های تشنه است . غدیر ، برکت همه احساس ‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است . پیشاپیش عید غدیر را به شما و همه دختر عموها و پسرعموهای سادات خودم تبریک عرض میکنم [گل]

salehe

عیدت مبارک داداشی[گل]

هم نفس

عیدت مبارک//// متن زیبایی بود آفرین... لذت بردم اون قالب و امتحانی درست کردم تا ببینم چی میخوای آخه درست نفهمیدم چجوری میگی[ناراحت]

باران

در جهان فرمان کوروش اولین منشور بود.. سر به تعظیمش سراسر بابل و اشور بود... سینه ی اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد... پشت بخت النصر راساییده بر خاک کرد.. ما از اصناف همان خونیم واز ان ریشه ایم.. پاسدار نام پاک پارس تا همیشه ایم... کوروش بیدار شو ....ما همه خوابیم!!

رها

سلام سید کله پوک.عیدت مبارک[قلب]

باران

بهله .خودم شعرشو واسه عصار گفتم!!!!! البته من الان یادم اومد که عصار خونده . افرین بر شما.