عیدانه،حضرت آب و آیینه،خوشحالی!!!!!!!!!!!!!!!!

اولا بگم که ما قرار بده بودیم که 1شنبه بریم مدرسه ولی دیگه2شنبه نریم.که دوستی دیشب بزنگید و گفت فردا نریم.منم از خداخواسته گفتم باشه و امروز به بهانه ای کاملا موجه مدرسه را پیچانیدم و زنگ آخر رفتیم تا یک سری مدارکی را که باید می دادیم بدهیم.و تحت کنف حمایت آقای تشیعی دررفته و شیمی را هم پیچاندیم.هرچند که بعضی از دوستان صدیق مارا پیچاندند ولی هیچ اشکالی ندارد که خودشان ضایع گردیدندخنده

دیروز را هم که برای این یادواره ی لاله های فاطمی پیچاندیم و هم اکنون در اوج شادی تشریف داریم من باب اینکه 22 روز نخواهیم رفت مدرسه و از دست دروس مدرسه بالاخص زبان راحتیم.عینک اما عیدتون هم پیشاپیش مبارک.

اما حضرت فاطمه:

متنی است که بنوشته ایم امید که خوشتان بیاید پس از سالها است که ما متن ادبی بنوشته ایم اندر این وبلاگ.

به نام حضرت دوست

آن روز که آن دستان شوم در دست پسر ابی قحافه^ قرار گرفت،کربلا شکل گرفت،منحوس ترین تشت عالم در انتظار جگر پاره پاره نشست.همان لحظه بود که راننده ی آدم و حوا از بهشت پس از 23 سال لبخند زد و مصادف بود با آن دقیقه ای که روزگار صبر علی را آزمود و آن به زانو درآورنده ی پهلوانان و به خاک کشاننده ی ستمگران را خانه  نشین کرد و درست همان لحظه بود که نیزه ها آرایشی مرگبار برای پذیرایی از سرهای آل الله به خود گرفتند و اما فاطمه.....

اما از بعد دیگر،آن زمان که فاطمه میان در و دیوار قرار گرفت و زمین و زمان آماده شد برای اشارت سرانگشت علی برای نابودی ابدی جور و ظلم و علی دندان خشم به هم سایید و پای در رکاب اسب ظالم کوب نهاد و دست را برای اجازه دادن به افلاک برای گرفتن انتقام بالا برد و....

ناگاه دست را پایین آورده زبان به صبر گشود و شمشیر خشم را در غلاف پیمان محمد(ص)فرو برد،اسلام جاودانه شد.که قرآن ناطق بودن علی را می شد پنهان کرد اما ریسمان در گردنش را هرگز!مظلومیت حسن را توان انکار بود اما آن لوح زمردین چاک چاک درون تشت را نه.اما فاطمه....

درست است که"لا یوم کیومک یا اباعبدالله"اما من روزی در سال 10 هجری می شناسم که اگر نه سخت تر اقلا همپای عاشورا بود،نه بی اغراق سخت تر از عاشورا بود،"لا یوم کیومک یا بنت رسول الله"که اگر در عاشورا تازیانه خوردند آل الله تو همه ی این دردها را یک جا تحمل کردی،که اگر طفل 6 ماهه در عاشورا فدا شد تو محسنت را دادی،اگر تبلور درخت اسلام در عاشورا بود و کجی های گذشته راست شد،تو آغاز انحرافات را دیدی.

فاطمه جان ای تو نخست سرباز علوی و تجلی خوی احمدی مرحبا بر صبرت.زمان از صبر تو شرمسار است فاطمه جان.صبر در مقابل تو زانو زده انگشت تعجب به دهان گرفته است.

مریم خوشه ای از فضائل تو را چیده و سیده النسا عالمین زمان خودش شده،آسیه تو را سرمشق قرار داده و زینب خانه ی وحی سال 10 هجری را دیده که همچون کوه 51  سال بعد آن استقامت شگرف را نشان می دهد.که قصه ی اسارت زینب از آن جا شروع شد که هارون زمان روبه قبر محمد فرمود"یابن أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُواْ یَقْتُلُونَنی"@

آن جا که سامری ابوبکر را دربرابر علی علم کرده بود،دستان عباس قلم شد.اما فاطمه تا تو بودی همه ی این ها بر علی سهل بود،سهل.فاطمه جان علی امشب چه کند آن روح عظیم و آن عظمت افلاکی ایستاده بر زمین خاکی از امشب با چه کسی جز چاه درد و دل کند و آن شُکوهِ در سکوت،زبان به شِکوه گشوده بعد از تو چه کند؟جز آن که به  ترنمی غم انگیز"الآن انکسر ظهری نه ان کسر روحی و وجودی و قلت حیلتی دیگری فریاد دهد و به آب دیده تغسیلت کند ای ماه.

و چه کلامی دردآلودتر از کلام علی آن جا که برادرش را چنین خطاب داد:"یا محمد قد استرجعت الودیه،و اخذت الرهینه."

 

^:"منظور ابوبکر است."

@:"زمانی که موسی به طور برای وحی تورات رفت و 10 روز دیر کرد و یهودیان گوساله پرست را دید با عتاب هارون را خطاب داد و گفت ای پسر مادرم چرا مردم را از ظلم باز نداشتی؟،و هارون در جواب این عبارت را گفت که به این معنی است که ای پسر مادرم  قوم بنی اسرائیل مرا ضعیف گردانیدند و قصد کشتن مرا داشتند

حال در بعضی منابع نوشته شده که حضرت امیر سمت قبر پیامبر این را فرمودند که در اصل تلنگری بوده نسبت به حدیث منزلت که همان روایت معروف:یا علی انت بمنزله هارون بموسی...."است.

/ 25 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طه

سلام محمد جان راستی منظورت رو در مورد این کلمه که گفتی : منظور ابوبکر است . رو نفهمیدم . یعنی چی که منظور ابوبکر است .اگر این جمله دنباله ی سخن امیرالمومنین با پیامبره که اون جمله دقیقا منظورش حضرت زهراست .که میگه امانتی که به من دادی و گرویی که نزد من داشتی به شما بازگردانده شد!!!! این ابوبکر چیه که یهو اینجا نوشتی؟؟؟؟؟

مرزنگشت

یعنی سال تموم بشه تو همین جوری میمونی... یه سری بزن یه نظری بده... که با این در اگر دربند در مانند در مانند

باران

حسن باران این است که زمینی است,ولی اسمانی شده است وبه امداد زمین می اید... در این متن باران کنایه از باران خانوم است...

وشکو

به به آقا سید محمد رضای عزیز سال نو شما هم مبارک خیلی دوس داشتم ببینمتون و ازتون عیدی بگیرم مثل پارسال که توفیق زیارت حضرت عالی حاصل نشد لطف فرموده عیدی مارا کنار گذاشته تا در اولین فرصت پیش آمده خوشحالمان نمایید

نسیم

سلام بر محمدرضا خوب مدرسه رو می پیچونیدا[زبان] قلم زیبایی داری. تبریک میگم[گل]

محسن

آخه بزرگزاده ای مثل شما که نباید درسو مشقو بپیچونه باید شب عیدم بره مدرسه حتی اگه مدرسه تعطیل بود پشت در مدرسه انقدر به انتظار بشینه تا در باز بشه نه اینکه تازه مدرسرو که میپیچونه هیچ مارو هم بپیچونه

صبا صانعی

سلام متن بسیار بسیار زیبایی بود امیدوارم سال 93 سالی سرشار از اتفاقات زیبا برای شما باشد موفق باشید

امین

اول ممنون که مرا لینک کردی دوم ان وقت به من میگویی هر 7000 سال اپ میکنی بعد خودت راکه می بینم هر 10000 سال یک بار اپ می کنی سوم من اپم چهارم باز هم تشکر مجدد که لینکم کردی[متفکر][شیطان][شیطان][متفکر]

حسين

بابا ممد درخت كاج گير آوردي؟

طه

شما نمی خوای این غلط ها رو اصلاح کنی؟ خب نکن . چیکار کنم از دست تووووووووو؟[عصبانی] تازه تو خوانسار نیوز هم غلط نوشتی!!!