آریو برزن

امروز به قولی سالروز مقاومت آریو برزن در برابر حیوان غرب(اسکندر مقدونی)است

 

این سرگذشتی است پرشور از مردی که ننگ شکست را نپذیرفت

سلام برتو ای ابر آزاده ی تاریخ ای که گفتی مرگ رنگین به از زندگی ننگین است تو بر هزار سرباز  فرمانده بودی و چه خوشوقت بودند آنان  ای آزاده ای که که به کمک مانوچره و 2 هزار تن از مردم پاسار گاد در تنگه ی ترومپیل بانگ بر آوردی

ای مقدونیان اگر پرنده هم شدید و به بالای این کوه آمدید داس مرگ بر گندم های رسیده ی شما می کشیم و آتش بر خرمن جانهایتان می زنیم بیایید تا ببینید ایرانیان ننگ شکست نپذیرند نه هرگز ایرانی و شکست؟ ×

و تو آنچنان آن ملعون را خشمگین ساختی که فرمان به آتش زدن کوه داد  و تو باز  پاسخش دادی

چه احمقانه تصمیم می گیری ای گجسته^ و شوربخت آنان که فرمان بردار تو اند و خوشبخت ما که مردمانی از سرزمین پارس بر ما حکومت می کنند ولو سخت ترسو هر چند که چنین نیستند.

آن ملعون خواست که آتش بر وجود تو بزند  و گفت

 اکنون که پادشاه بزدل شما متواری شده

ولیکن تو بر وجودش آتش انداختی  و گفتی

ما با علم و هنر و فرهنگ خو داریم و اصالت داریم و تو ای فرزند نا مشروع چنان وحشیانه حمله کردی که هر که بود فرار می کرد سربازان بر ایشان سنگ بریزانید .

و تو آن قدر سنگ ریختی که دره از خون نجس دشمن نا پاک شد و آن هنگامه که آن چوپان مزدور راه رسیدن به تو را به اسکندر نشان داد بی اندکی درنگ شمشیر دو دم برون کشیدی و چنان حمله کردی که آن خونریز گفت آنان را به حیلتی بکشید که در غیر آن سپاه ما را تباه خواهند کرد  و لیکن در نهایت به مقصود رسیدی و به سوی نیروانا%پر کشیدی تا در کنار کوروش سر افراز سرگذشتت را باز گویی

 

×:برداشت هایی ادبی ار سخنان آریو برزن."

^:"در زرتشتی به معنای ملعون است ."

%:بهشت زرتشتیان."

/ 10 نظر / 4 بازدید
همایون

سلام.فالب وبت کمی سنگینه دیر باز می شه![لبخند]

باران

خیلی جالب بود .. واقعا چرا ما انقدر از تاریخ کشورمان فاصله گرفتیم؟؟؟ ممنون از چکیده های قلم شما که ما را بر ان میدارد که در این زمینه بیشتر تجسس کنیم.

salehe

سلام داداشـ قلمت پر بارت ایشالا[گل] چ تغییراتی دادی تو وبت ... حالا چرا قالب تیره؟[متفکر]

salehe

ولادت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل پیشاپیش مبارک[گل][هورا]

salehe

از خدا ميخوام تو زندگيت فقط يكبار توی دو راهي بموني ، اونم تو بين الحرمين كه ندوني جلوحسين(ع) زانو بزني ياعباس(ع) ‎... التماس دعا

هم نفس

عاشقی محنت بسیار کشید تا لب دجله به معشوقه رسید نشده از گل رویش سیراب که فلک دسته گلی داد به آب نازنین چشم به شط دوخته بود فارغ از عاشق دل سوخته بود گفت: به به! چه گل رعنا ئیست لایق دست چو من زیبائیست زین سخن عاشق معشوقه پرست جست در آب چو ماهی از شست خوانده بود این مثل آن مایهء ناز "که نکویی کن و در آب انداز" باری آن عاشق بیچاره چو بط دل به دریا زد و افتاد به شط دید آبی ست فراوان ودرست به نشاط آمد ودست از جان شست دست وپایی زد و گل را بربود سوی دلدارش پر تاب نمود گفت: کای آفت جان سنبل تو ما که رفتیم بگیر این گل تو بکنش زیب سر, ای دلبر من یاد آبی که گذشت از سر من جز برای دل من بوش مکن عاشق خویش فراموش مکن خود ندانست مگر عاشق ما که ز خوبان نتوان جست وفا عاشقان را همه گر آب برد خوبرویان همه را خواب برد. "ایرج میرزا"

رها

سلام سید قالب وبلاگت خیلی قشنگه کوروشت پس کو؟