چو رخت خویش.......

این پست رو باید دیروز(2/27)می ذاشتم ولی نشد دیگه چه کنم؟!حالا امروز به جای دیروز!

 

گاهی اوقات به زودپز حسودیم می شه یه لحظه سوپاپشو می کشی و بعد خالی می شه خوش به حالش

عکس ها خاطراتی زنده اند

امروز آخرین هدیه ی تولدشان محافظی شده بر زنده ترین خاطراتشان یادشان به خیر و خوشی

شاید موسیقی رو که روی وبلاگ گذاشتم بازم نتونید بشنوید به خاطر همین لینک دانلودش رو می ذارم

برشی است از یک موسیقی بلند

دانلود 

چو رخت خویش بربستم از این خاک/همه گفتند با ما آشنا بود

ولیکن کس ندانست این مسافر/چه گفت و با که گفت و از کجا بود

"اقبال لاهوری"

/ 17 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیچکس

چه جالب! تا حالا انقدر فلسفی به زود پز نیگا نکرده بودم نظرت در مورد بادکنک چیه؟ الهی به عظمت روحی که خوبیهاش تا ابد موندگاره، پایدار باشیو سرزنده[گل]

علی

رفتن که نقدیر ماست، ولی خوش به حال روندگان بهشت برین.

کمش

جهنم بی تو را ترجیح می‌هم به تمام موزها و نارگیل‌های بهشت[خوشمزه]

یه دوست

باریکلا میبینم که بنیامین گوش میدی.خراییش این اهنگش خیلی قشنگه

طه

سلام سید جان واقعا دقایق دلتنگی ، خیلی آزار دهنده است. اگه درست فهمیده باشم ، این روزی که گفتی تولد پدر مرحوم بوده . خیلی سخته که تولد رو بی حضور خودشون بگیری و این دردآوره. من به عنوان کادوی تولد برای ایشون آرزوی علو درجات و برای شما صبر و رهروی راه ایشون را آرزو دارم. موفق و پیروز.[لبخند]

باران

گل بی خار میسر نشود در بستان گل بی خار جهان مردم نیکو سیرند سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده انست که نامش به نکویی نبرند.

مصطفی

دنیا اینجوری کاریش نمیشه کرد خدا رحمتشون کنه نگاه جالبی به زود پز داشتی بگو ببینم خودت گفته بودی یا از جایی کپی کرده بودی؟[چشمک]

طه

سلام هیچی دیگه فقط اومدم خیلی صمیمی بگم عیدتون مبارک[لبخند]

زندانی

خداوندا این تولدهای شیرین رو نصیب همه ی بندگانت قرار بده. زود پزم یواش یواش فس فس میکنه. یهو که نمیترکه. شما هم هنوز جا داری که نترکی. چون جنست از فولاد زودپز هم محکمتره. خیالت راحت